این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است چیزی ندارم خستم

چیزی ندارم خستم

اینجا مجلس ختم من است

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

تنها تر از همیشه ...

بی شمع و بی فانوس ...

چشم هایم را تنها رو به فروغ فردا می گشایم

گام هایم در جستجوی آرامش.

تنها اما با قدرتی افزون تر از دیروز،

به سوی عشق قدم بر می دارم .

ـ حال چشم هایت را بگشا.

ــ چشم هایم را می گشایم تنها رو به فروغ فردا.

+نوشته شده در دوشنبه 29 فروردین ماه سال 1390ساعت11:27 AMتوسط تنها | نظرات (0)

نظرات (0)

می خندم.

من در واژگان خاموش ِ  شهر خوشبختی ها غریب ماندم .

شاید برای همین است که هر چه کلماتش را نشخوار می کنم  چیزی از آن نمی فهمم .

چه برسد به صرف و نحو جملات عاشقانه اش .

« من می خندم ! »

بار ها و بار ها در پس ذهنیت ورق خورده ام  در پی معنایی برای تفسیر این جمله گشته ام . !

اما بی آنکه چیزی از آن بفهمم خود را در مرداب ناباوری های این جمله غرق تر دیدم ...

اما با این حال .

«من می خندم !!!!!!!!!!»

این بار غریبانه تر از همیشه .

+نوشته شده در شنبه 27 شهریور ماه سال 1389ساعت5:26 PMتوسط تنها | نظرات (0)

نظرات (0)

می روم...

می رم...

 

می روم...

قبل از آن که باز خیال نگاهت مرا امیدوار کند

می روم...

قبل از آن که تو به یاد بیاوری

برای من چه بودی و نبودی

می روم...

قبل از آنکه کلاغ به آخر قصه ی من برسد

انگار کلاغ قصه ی توهم در خواب است....!!  

 

پی نوشت : یادته می گفتی من نیومدم که برم ؟! 

 اما رفت . اون قدر نرم و بی صدا رفت که حتی امتداد نگاهم به اندازه ی یک تلنگر پرسشگانه هم نلرزید.

+نوشته شده در سه شنبه 26 مرداد ماه سال 1389ساعت4:29 PMتوسط تنها | نظرات (0)

نظرات (0)